سلام به همه نی نی هااااا ![]()
هویار ما یه نینی داره که ظاهرا مریض شده و سریعا باید عمل بشه
خب هویارم عاشق عروسکشه و زودی دس به کار شده و عملش کرده
اگه برید ادامه مطلب عکسای اتاق عمل و جراحی رو گذاشتم
حتما ببینید
ادامه مطلب 
ادامه مطلب...
موضوع :

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
1 سالگیت مبارک عزییییییییییییییییزم


http://www.persiancards.com/images/ecard/57.swf


ایشاالله 120 ساله شی



نینی وبلاگیای عزیز همتون تو تولد هویارم دعوتین
با حضورتون خوشحالمون کنین

ادامه مطلب
ادامه مطلب...
موضوع :
سلام خاله جونم عزیز دلم جیجلی من شب یلدا که اومدم دیگه نشد بیام اینجا که بنویسم واست
الانم که اومد کلی عکسو حرف دارم از شیطونیات فضولیات اذیتات خوشمزگیات

الهی من بمیرم واسه اشکات الهی من نباشم که تو اینجوری اشک میریزی فدات شم


بقیه فضولیارو تو ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب...
موضوع :
هویارم
فردا شب ینی ٣٠/٩/٩٠ شب یلداست بلندترین شبه ساله و همه این شبا دور هم جمع میشن شیرینی شکلات هندونه اجیل و خیلی چیزای دیگه میخورن و شادی میکنن حافظ میخونن .ولی هنوز محرم تموم نشده
و ما احترام این ماه رو هم باید نگه داریم چون خیلی عزیزه
ولی از طرف تو به دوست جونات تبریک میگم این شب و

ارزو میکنم زمستون زیبایی داشته باشن

راستی فردا تولد زندایی سارا هم هست واسش یه کیک هندونه هم سفارش دادیم



موضوع :
هویار جونم اولین بار تو زندگیته که تو عزاداری امام حسین شرکت کردی ...انشاالله که حسینی بمونی و غیر هدفشون قدم بر نداری ..
اینجام چندتا از عکسای محرم و میذارم
بازم میگم...خیلی سرم شلوغه این روزا واسه همین عکساتو دیر میذارم ....
شما نی نی وبلاگیام میخواین عکسای گل پسر مارو ببینین برین ادامه مطلب
ادامه مطلب...
موضوع :
اگه تو هم ني ني هستي ميتوني به راحتي مامانو كفري كني و حالشو ببري!![]()
برو ادامه مطلب و ببین

ادامه مطلب...
موضوع :
سلام خاله جونی
بعد 3 هفته بالاخره سرم خلوت شد و تونستم بیام نت یه هفته ای که تو مراسمات محرم بودیم دو هفتشم که خونه شما بودم نشد بیام ...هویار تورو خدا زبون وا کن به مامان بگو نت و وصل کنه خسته شدم اینقد بهش گفتم![]()
ولی به جاش کلی عکس و حرف دارم واست از شیطونیات
تو ادامه مطلب بخونید ![]()
ادامه مطلب...
موضوع :
خاله جونم یه خبره خووووووووووووب بالاخره بعد 6 ماه این دندون شیطونت اومد بیرون
الهی فدات بشم از 4 ماهگی لثه هات شروع کرد به خارش گرفتن مامان هر مدل دندونی بهت میداد نمیگرفتی ولی به جاش هر چی دم دستت بود
گاز گازی میکردی کنترل و گوشی تو خونتون همش خیس بود یه حرصی هم میخوردی که نگو هی مامان میگفت هویار اونارو نخور
مگه گوش میدادی؟![]()
الان بذا زمان بهت بدم که بزرگ شدی ببینی دقیقا کی بود![]()
دقیق ساعت 22:15
روز دوشنبه
90/08/30
بارونم میاد شدید
تو خونه نشسته بودیم که مامانیت زنگ زد بابا بزرگ گوشیو بر داشت بهش گف هویار دندونش در اومد مام همه ذووووووووق
بعد گوشیو گذاشتن دم گوشت بابا یه ذره نازت کرد
تو هم که قربونت برم نمیذاری گوشی بمونی کنار گوشت همش میخوای بخوریش
منم طبق معمول پای نت نشسته بودم تا شنیدم سریع niniweblogرو وا کردم که اینارو بنویسم واستپ
هویار الان که دندون در آوردی بیشتر بخند باشه خاله جون؟
سعی کن همیشه لبخند بزنی ...یه وقت پسر بداخلاق نشی
؟من دوس ندارمااااااااا...با همه دوست باش
البته اونایی که مامان اجازه میده
هویار حالا که دندون در آوردی نری سامیه رو گاز بگیری![]()
![]()

خب من برم دیگه
راستی مامان 5 شنبه میاد که واست آش دندونی درس کنیم
عکس میگیرم میذارم واست
فعلا![]()
موضوع :

خب هویار جونم دخمل داییتم به دنیا اومد
چهارشنبه 25 آبان 90 روزی که به دنیا اومد
تو هم تو بیمارستان بودیااااااا...
آخه اون روز مونده بودی پیش ما مامان سرکار بود ..وقتی نی نی رو دیدی یه جیغی کشیدی که تندی از اتاق بردمت بیرون خلاصه فک کنم خوشحال بودی نمیدونم بعدا حسودی میکنی یا نه ؟
راستی اسم دخمل دایی سامیه اینم عکسشه

خاله جونم میبینی چه نازه تاحالا نوزاد به این نازی ندیده بودم اینجا 2 روزشه
اللهم صل علی محمد وآل محمد![]()
بچه زود چشم میخوره هااااااا![]()
خاله جونی یه وقت حسودی نکنی بهش؟خوب نیستا...با هم دوست باشین همو دوس داشته باشین
تو همش 10 ماه ازش بزرگتری یه وقت بهش زور نگی![]()
بگی من بزرگترم ؟
اینجام خونه ماست که اون شب عمه معصومه و خاله سمیره اومده بودن خونمون
تو هم از اول تا آخر با عسل بازی میکردی
بیچاره خسته شده بود هی میخواست بشینه تو گریه میکردی میخواستی که بازم بازی کنه

وااااااااااای هویار دومین روز زندگیه سامیه رفتیم خونه مامان بزرگش با مامان و باباییت
تو 2/3 قدم راه رفتی ![]()
واااااااای مامان اینقد ذوق میکرد(مامان بزرگ)
امروزم که سامیه 4 روزشه میخوام برم خونشون ببینمش خیلی دلم واسش تنگ شده
پس فعلا
موضوع :






